
ساعت 23 : 59 است . بابا برنامه ی پارک ملت رو تماشا میکنه و شما هم گرم بازی
با خونه سازیات
خونه سازیا رو میزاری تو سطل و میرزیشون بیرون
یکی از بازیای مورد علاقه ات همین پر و خالی کردنه
والبته آب بازی به سبک خودت
هر دم و دقیقه میگی آبَ
لیوان رو میدم دستت و یه خورده میخوری بعدشم که دنبال یه جای دنج دور از چشم مامان
میگردی و دِ برو آب بازی
اونوقته که هرچی دم و دستته میندازی تو لیوان
نون ، بیسکویت و ...
امشبم که هسته ی زیتون مینداختی توش
امان از دست تو

دوتا لغت جدید به دیکشنری جنابعالی اضافه شده
اُتــــــــــا = افتاد
هر چی دستت میندازی رو زمین و میگی اُ تــــــــــــا
ما هم که در خدمت جنابعالی . خم میشیم بر میداریم شما میندازی . نه یه بار نه دوبار ...
چشمم کف پات مامان این هفت سال خوب پادشاهی کن خوش بگذرون
نوبت ما هم میرسه .
آبــــــــدَ = بیا با هم بازی کنیم
امروز داشتیم با خونه سازیات بازی میکردیم وسطش یه خورده دراز کشیدم
اومدی دستم و گرفتی و اشاره به خونه سازیا کردی و گفتی آبــــــــــدَ
پس حتما معنیش این بوده که بیا باهم بازی کنیم
البته فعلا به این منظور به کار رفته شاید معانی دیگه ای هم داشته باشه
هر وقت فرمودین بنده هم مینویسم
بازم میگم دوستت دارم شیرین طلا
بازدید : 73 مرتبه | موضوع :
19 بهمن وبمون یک ساله شد مبارکه عزیزم
ببخش که نتونستم همون روز پست بزارم
این چند وقته مامان جون (مامان من) یه خورده کسالت دارن بهمین خاطر اکثر اوقات
خونه ی آغاجون هستیم
دیدن بدحالی مامان جون خیلی واسم سخته حاضرم زمین و زمان رو بهم ببافم تا
بلکه لبخندی رو لبهاشون بنشونم... آخه خیلی خیلی عزیزن
دعا کن حالشون هر چه زودتر خوب شه فرشته کوچولو

تعطیلات اخر هفته که خاله ها و دایی ها اومده بودن رکورد باغ رفتنو شکوندیم
به خاطر تغییر روحیه مامان جون همه کمر همت رو بسته بودیم
سه روز پشت سرهم از صبح تا شب بیرون رفتیم
هم به ما و هم به شما کوچولوها حسابی خوش گذشت
راستی قول اون اشعار ، سروده ی خودم رو داده بودم
شعر رو میزارم اما نخندی ها
فی البداهه اس دیگهههههههههههههه
آ قُبونِش بِلَم من .... خدا خدا خدا من
خیلی خدا خدا من ... عسل خدا خدا من
شِکَر خدا خدا من ....نفس طلا طلا من
دیدی خندیدییییییییییییییییییییییییییییی
اشکال نداره مامان جون ، بخند تا دنیا بهت بخنده شیرینم .
البته تو این دوره زمونه که هرکی چهار خط مینویسه و میگه شعر نو
خب ما هم بلدیم دیگه اینم بزار به حساب شعر نو
البته اشعار من ردیف و قافیه هم داره
خب دیگه تا نزدم تو کاسه کوزه ی حافظ و سعدی و بقیه ی دوستان
(اعتماد به نفس رو داشتی) پستم رو تموم کنم.
بازدید : 85 مرتبه | موضوع :
گُیَ ... گُیَ
دَبدَب ... دَبدَب
اینا کلمات شیرینیه که روزی صدبار تکرارشون میکنی
حالا یعنی چه؟ خدا عالمه 
تلفن که زنگ میخوره با هیجان از جات پا میشی و میگی تُخ تُخ تُخ و میری سمت گوشی
هرکی تماس گرفت حتما باید باشما هم حال و احوال کنه
گوشی رو میگیری به زبون شیرین خودت یه چیزایی میگی و وسطش ذوق میکنی
الهههههههههههههی فدات شم کلوچه ی مامان ![]()

اگه بدونی دیشب چه جوری ضایع شدم؟
وسط شیر خوردن جنابعالی داشتم با صدای بلند و از ته دل
شعر بی قافیه و ردیفه ساختگی خودم رو برات میخوندم و قربون صدقه ات میرفتم
مادری و پسری تو عوالم خودمون بودیم و داشتیم دل و قلوه میدادیم 
که یهو با صدای خاله فاطمه به خودم اومدم
نگو از همون اول همه جمع ساکت بودن و داشتن ما رو نیگا میکردن
دایی ، زندایی ، مامان جون ، خاله ...
از همه مهمتر آغاجون (اخه من رودربایستی خاصی با اغاجون دارم)
داشتم از خجالت آب میشدم که همه زدن زیر خنده
شعر بی در و پیکر و ساختگیم رو بعدا واست میزارم تا کلی بخندی
یادت نره عاشقتممممممممممممممممممممم گل باقالی
بازدید : 79 مرتبه | موضوع :
طبق معمول داری شیر میخوری و منم یه دستی در حال تایپ
تی وی هم کانال طاها رو پخش میکنه
خیلی برنامه هاشو دوست دارم
هم مذهبیه هم خیلی شاد و مفرح
همش شعر و آهنگ واسه شما کوچولوهاس
حیف که زبانش عربیه

یه خورده از فرهنگ لغت جنابعالی بگم
دَ = در
یکی از مسولیت های مهمت دربانیه
تا وارد اتاق میشیم در رو پشت سرمون میبندی
اگه در بازی ببینی یاد مسولیت خطیرت میوفتی و میگی : دَ
اینا = مینا
آغاجون دوتا مرغ مینا دارن که هروقت میبینیشون اینجوری صداشون میزنی.
اینا...اینا

اَیَ = هر نوع مخاطبی جز من و زهرا و امیر و امین
هرکی رو میخوای صدا بزنی میگی اَیَ
آبَ؟؟؟ = هروقت آب میخوای حالت سوالی میگی

اَمی = امیرمحمد و امیرعلی و محمد امین
تا لب تاپ رو خاموش نکردی پستم رو تموم کنم
بازم میگم خیلی دوستت دارم شیرین طلا.![]()
بازدید : 80 مرتبه | موضوع :
بالاخره دندونای آسیاب بالایی در سن 1 سال و 4 ماه و بیست روزگی خودشون
رو نشون دادن و مرواریدای خوشگلت
تا شد
تشریف آوردن این دوتا دندون همانا و تشریف فرمایی کج خلقی جنابعالی همانا
یکی دوروزه حسابی بد اخلاق شدی مگه کسی جرات داره باهات حرف بزنه
منتظر کوچکترین بهونه ای تا بزنی زیر گریه.
البته قابل درکه دوندونای آسیابه ...الکی که نیست... درد داره دیگهههههه

خب یک کم از شیرین کاری منحصر به فردت بگم
شهره ی عام و خاص شدی
صلوات میفرستی اونم به سبک برره ایا
(برره ای کنایه از تن پروری و تنبلی مثلا تو مزرعه با چشاشون کار میکردن و ...)
همه ی صلوات فرستادنت اینه: آآآآآآآآ
اینو میگی و از همه میخوای صلوات بفرستن
دیگه ول کن نیستی ،انگار که توی اتوبوس نشسیم.

تو میگی: آآآآآآآآآآ
و ما :اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
و...
و این دیالوگ همچنان ادامه دارد.

خیلی دوستت دارم فرشته ی معصومممممممممممممم![]()
ایشالله که آل طاها همواره حافظ و نگهدار شما فرشته کوچولوها باشن
بازدید : 78 مرتبه | موضوع :


